خوش آمدید به الفبای اصطلاحنامه

ما جمع آوری بیش از 14,500 مترادف و مترادف، تقریبا 6000 شما را به جستجو و یا فهرست را از طریق پیدا کردن آن کلمه خاص یا فقط مهارت های نوشتن خود را بهبود بخشد. الفبای اصطلاحنامه کاملا رایگان برای همه است و ما با لغت نامه سوپر کمک بیشتری مترادف به چشم خود را به همکاری کرده اند. فهرست اسامی مترادف یا مترادف، یا جستجو به طور مستقیم برای کلمه خود را انتخاب کنید.

مترادف روز

پوشیدن مترادف


 

پوشیدن مترادف اسم فرم

  • اختلال ساییدگی و پارگی، ساییدگی، فروپاشی زوال, خوردگی, فرسایش، پوسیدگی، استهلاک، dilapidation، تخریب.
  • پوشاک لباس لباس، لباس، لباس، دنده، دکل، لباس، لباس.

پوشیدن مترادف صفت فرم

  • ، این فرسوده مجازات آمران خواستار، شدید، سخت، سخت، دقیق، دشوار، سنگ زنی، مالیات، دشوار، طاقت فرسا.

پوشیدن مترادف فعل فرم

  • اسیاب ساییده شدن، مشت، abrade مالش، اخم، frazzle، fray، tatter، مختل.
  • تایر اگزوز، خستگی، weary، آزار و اذیت overwork, فشار, اداب، overtax، اخم.
  • در قرار دادن در دان، خرس، ورزش، در لباس.
  • زباله استفاده کنید تا مصرف، اگزوز، sap، تخلیه، نایاب، ساییده شدن، خرد کردن، gnaw، مالش.
  • نمایشگاه نشان می دهد، صفحه نمایش، تاثیر فرض، آشکار.