خوش آمدید به الفبای اصطلاحنامه

ما جمع آوری بیش از 14,500 مترادف و مترادف، تقریبا 6000 شما را به جستجو و یا فهرست را از طریق پیدا کردن آن کلمه خاص یا فقط مهارت های نوشتن خود را بهبود بخشد. الفبای اصطلاحنامه کاملا رایگان برای همه است و ما با لغت نامه سوپر کمک بیشتری مترادف به چشم خود را به همکاری کرده اند. فهرست اسامی مترادف یا مترادف، یا جستجو به طور مستقیم برای کلمه خود را انتخاب کنید.

مترادف روز

جست و خیز کردن مترادف


 

جست و خیز کردن مترادف اسم فرم

  • تکان ظروف سرباز یا مسافر، اختلال بی نظمی, هرج و مرج، سردرگمی، dishevelment، درهم و برهم کردن، چیز درهم و برهم، درهم و برهم کردن، گروههای، پشته، خورش، بستر، disarrangement.
  • سقوط، نشت، تبار، قطره، پشتک زدن، بند، فلاپ، pratfall sprawl.

جست و خیز کردن مترادف فعل فرم

  • جست و خیز gambol caper، prance، frisk، محل جولان، جهش، باب، حرکت یا کشش ناگهانی، joggle، اهسته تکان دادن، تکان.
  • رول بازی شیر یا خط, somersault, رول بیش از، بازی شیر یا خط مورد زمین، حلقه.
  • سقوط سرنگونی، سفر، sprawl تلو تلو خوردن، لغزش، را نشت، تلو تلو خوردن، از دست دادن یک جای پا, فلاپ.