خوش آمدید به الفبای اصطلاحنامه


ما جمع آوری بیش از 14,500 مترادف و مترادف، تقریبا 6000 شما را به جستجو و یا فهرست را از طریق پیدا کردن آن کلمه خاص یا فقط مهارت های نوشتن خود را بهبود بخشد. الفبای اصطلاحنامه کاملا رایگان برای همه است و ما با لغت نامه سوپر کمک بیشتری مترادف به چشم خود را به همکاری کرده اند. فهرست اسامی مترادف یا مترادف، یا جستجو به طور مستقیم برای کلمه خود را انتخاب کنید.

مترادف روز

نقطه مترادف


 

نقطه مترادف اسم فرم

  • splotch لکه علامت، اره، blotch، لکه دار کردن، لکه، فلك، ریزه، نقطه، ماکولا، پچ، dapple، دارای کک مک کردن، mottle، مالیدن.
  • از ویژگی های مشخصه، ویژگی، ویژگی صفت، علامت، جنبه، اموال، کیفیت.
  • بیت یوتا، مدارك ذرات، قطعه، قراضه، نقطه، کرم، smidgen، بازیچه قرار دادن، قدرتمند،.
  • جزئیات مورد گام، خاص، نمونه بخش قطعه مقاله، بخشی.
  • هدف شی, پایان, طراحی, هدف استفاده، هدف، دلیل، ارزش، هدف.
  • رانش, تم موضوع موتیف، تمرکز، ایده، جوهر، ماده، جان کلام، چیستان، قلب، هسته، هسته، موضوع.
  • گسل کمبود، نقص، لکه دار کردن، انگ بی احترامی کاهش، بی اعتبار ساختن، لکه، لکه دار کردن، لکه، چشم سیاه.
  • نوک اوج، راس، نوک قلم کاسپ، اوج، سنبله، با چنگک صاف کردن، از دست دادن، اندام.
  • محل, موقعیت, نقطه, سایت, مرحله, مقطع, زمان, فوری، لحظه ای.
  • محل، باز کردن شکاف موقعیت اتاق فضا، زمان.
  • محل، مکان محل نقطه منطقه موقعیت سایت منطقه بلبرینگ، محل.
  • نقطه, دایره, speck, نقطه ریزه blotch سه علامت, ذرات.

نقطه مترادف فعل فرم

  • هدف مستقیم آموزش، سطح، پرتو، صورت، تبدیل، تعمیر تمرکز.
  • نوشتن توجه داشته باشید، ضبط، ثبت نام را به پایین لیست، چوب خط، خط ناخوانا، نشان می دهد.
  • نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار، اشاره، اشاره، اشاره، مشخص، تاکید، یادآوری، underscore.
  • لکه علامت، خاک، bespatter spatter، speckle، mottle، نقطه، splotch، بلات، پرورش.
  • دید پیدا ببینید، چشم، espy، تشخیص، شناسایی، شناسایی، دقت، درک.
  • sully ادبیاتی، mar نخواهم، لکه دار کردن، stigmatize، بی اعتبار، لام، تهمت، پاكدامن، blacken.