خوش آمدید به الفبای اصطلاحنامه

ما جمع آوری بیش از 14,500 مترادف و مترادف، تقریبا 6000 شما را به جستجو و یا فهرست را از طریق پیدا کردن آن کلمه خاص یا فقط مهارت های نوشتن خود را بهبود بخشد. الفبای اصطلاحنامه کاملا رایگان برای همه است و ما با لغت نامه سوپر کمک بیشتری مترادف به چشم خود را به همکاری کرده اند. فهرست اسامی مترادف یا مترادف، یا جستجو به طور مستقیم برای کلمه خود را انتخاب کنید.

مترادف روز

شیب مترادف


 

شیب مترادف اسم فرم

  • شیب رمپ، کج تمایل، شیب، نمی تونم، شیب، تراش، قطر، تعصب، درجه، declivity، افزایش، بریدن، بانک، تپه.
  • شیب شیب، کج، درجه، افزایش سطح شیب دار، نمی تونم، شیب، تمایل، steepness.
  • کج شیب، نکته، درجه شیب، شیب، شیب، شیب، دندة مخروطي، acclivity، شیب، ظهور.

شیب مترادف فعل فرم

  • اریب به شیب رد، فرود، لاغر، انحراف، نمی تونم، بانک، شیب، veer، خم، نکته، واگرا، منحرف.
  • اریب به شیب، شیب نوک، لیست، لاغر، نمی تونم، پاشنه، زمین.
  • استدلال بحث مخالف، رقابت، زد و خورد, برخورد ادعا، پیوستن به, موضوع, برخورد, joust.
  • شیب رد فروکش، افتادگی، سوزنده، حل و فصل، غرق، تنظیم، فرود، رها، سقوط، شیرجه رفتن.
  • غرق تبادل نظر، خیس کردن حرکت شبیه چمچه زنی، عدل، ملاقه، مرطوب، مرطوب، استحمام، شیرجه، غوطه دادن، اردک، تعظیم، خم، باب، اشاره.
  • کج شیب، لاغر نمی تونم، لیست، نکته، شیب، ساختمانی، زمین، زاویه، خم.
  • هدف محوری سوق، lunge، شارژ، نقطه، درایو.