خوش آمدید به الفبای اصطلاحنامه


ما جمع آوری بیش از 14,500 مترادف و مترادف، تقریبا 6000 شما را به جستجو و یا فهرست را از طریق پیدا کردن آن کلمه خاص یا فقط مهارت های نوشتن خود را بهبود بخشد. الفبای اصطلاحنامه کاملا رایگان برای همه است و ما با لغت نامه سوپر کمک بیشتری مترادف به چشم خود را به همکاری کرده اند. فهرست اسامی مترادف یا مترادف، یا جستجو به طور مستقیم برای کلمه خود را انتخاب کنید.

مترادف روز

فروغ مترادف


 

فروغ مترادف اسم فرم

  • آتش، آتش سوزی، کتابسوزی هولوکاست.
  • فوران، عود، شیوع، پشت سر هم، فلش، راش، فوران، تحول، طوفان، خشم.
  • نور تابش خیره کننده، شعله، فلش، درخشش سوسو زدن، زرق و برق، پرتو، درخشندگی، درخشش، درخشندگی، refulgence، resplendence، flamboyance، شکوه و جلال.

فروغ مترادف فعل فرم

  • درخشش براق, شعله ور فلش، تابش خیره کننده، gleam، پرتو، چراغ، پرتو افکندن فردی، مدارا.
  • هیجان بخرج دادن خشم دریافت دیوانه، افسار bristle، شعله, شعله، مشتعل، منفجر.