خوش آمدید به الفبای اصطلاحنامه


ما جمع آوری بیش از 14,500 مترادف و مترادف، تقریبا 6000 شما را به جستجو و یا فهرست را از طریق پیدا کردن آن کلمه خاص یا فقط مهارت های نوشتن خود را بهبود بخشد. الفبای اصطلاحنامه کاملا رایگان برای همه است و ما با لغت نامه سوپر کمک بیشتری مترادف به چشم خود را به همکاری کرده اند. فهرست اسامی مترادف یا مترادف، یا جستجو به طور مستقیم برای کلمه خود را انتخاب کنید.

مترادف روز

سفید مترادف


 

سفید مترادف صفت فرم

  • بی گناه, خالص, معصوم, پاکدامن, پاک،، unblemished، unstained، بی عیب, تمیز.
  • داغ.
  • سفید.
  • نقره ای, خاکستری, سفید گور grizzled رقابت سرد rimed، پوشیده از برف, برف ناپدید شد.
  • نور، بی رنگ، pallid، رنگ پریده، ashen، سفید، گچی، عاج، شیری، marmoreal.

سفید مترادف فعل فرم

  • سفید کردن.