آزاد است مترادف،


آزاد است مترادف صفت فرم

  • ، نگهبانی محفوظ است, محدود, تنش, مردد.
  • اشغال, گرفته, مشغول, شاغل در حال استفاده و در دسترس.
  • محدود, زندانی, وابسته, بردگی, بر دوش, fettered, curbed.

آزاد است مترادف فعل فرم

  • محدود کردن جلوگیری کنیم،، بار، کراوات، enmesh.

آزاد است مترادف