آسان مترادف،


آسان مترادف صفت فرم

  • خواستار خشن استرن، خصومتآمیزی,، سخت، سخت، تنش،, محدود, unbending, سفت, رسمی.
  • مشکل، دردناک، دشوار، دشوار، wearisome، مجبور، fatiguing.

آسان مترادف