برگرداندن مترادف،


برگرداندن مترادف، فعل فرم

  • انجام دور با، محو کردن، مخالفت، تضعیف.
  • بیرون انداختن، بیرون راندن، تبعید تبعید.
  • پیشرفت, حرکت, پیشگام.

برگرداندن مترادف