بیش از حد مترادف،
بیش از حد مترادف، اسم فرم
- اعتدال، اعتدال، کنترل خود، صرفه، پرهیز، abstemiousness، ریاضت، زهد.
- کمبود عدم نیاز به قحط و غلا کمبود، کمبود می خواهم.
بیش از حد مترادف، دهيد فرم
- نامناسبی، ناقص، sparingly.
بیش از حد مترادف، صفت فرم
- متوسط معقول محافظه کار نازل، ناچیز، یدکی.
بیش از حد مترادف، فعل فرم
- understate، underplay، به حداقل رساندن.

