بی خیال مترادف،


بی خیال مترادف، صفت فرم

  • heavy-hearted careworn اذیت غم انگیز، نگران، سودا.
  • ، خواستار استرن خشن، سخت، شديد، دقیق بحرانی، سخت، peremptory.

بی خیال مترادف