ترمیم مترادف،


ترمیم مترادف، اسم فرم

  • از دست دادن, ناپدید شدن, مرگ.
  • کاهش پوسیدگی dilapidation، وهن.

ترمیم مترادف، فعل فرم

  • sicken, عقب, عود, شدنیوزیلند, بدتر.
  • اشک، شکستن, آسیب, مارس, پوشیدن.
  • وخامت, بدتر, تشدید, رد, گمراه.

ترمیم مترادف