ترویج مترادف،


ترویج مترادف، فعل فرم

  • محکوم, رد, انتقاد, سرکوب.
  • منصرف غیر فعال کردن، immobilize، نشاندن مانع، dishearten.
  • نزول مرتبه, جمع و جور کردن, تأخیر.

ترویج مترادف