تسلیم مترادف،


تسلیم مترادف، اسم فرم

  • مقاومت در برابر شورش رد، تمرد، نافرمانی.
  • پیروزی پیروزی اسارت،، تسلط، مزیت.

تسلیم مترادف، صفت فرم

  • self-assertive دلایل، پرقدرت، پرخاشگر، bumptious.

تسلیم مترادف، فعل فرم

  • مخالف، استدلال رد شورشی، محکم ایستاده.
  • نگه, نگه دارید, اقامت, قطع در.
  • نگه، باقی بماند, استقامت, تحمل, ادامه, حمل.

تسلیم مترادف