تمام مترادف،
تمام مترادف، صفت فرم
- , جهانی, پیچیده زیرک، اب زیر کاه و حیله گر، طرح ریزی، محاسبه.
- جلا، نرم و صاف و پر اب و تاب، فانتزی.
- فرعی تابع دوم بی اهمیت، کمتر، کوچک، همه در خارج خسته wearied خسته خسته، fagged، صرف frazzled فرسوده, خسته, enervated, ضرب و شتم زدم، pooped.
- ماهرانه، متخصص، ماهر، دستی، adroit، dexterous.
- پر انرژی، شدید، سرحال، مشتاق برای رفتن.

