جدی مترادف،


جدی مترادف، صفت فرم

  • آسان، سبک، ساده، undemanding.
  • بیهوده و بیمعنی سطحی، مبتلا به دوار سر، با سبک، light-headed، کم عمق، مانور.
  • خفیف، مطلوب، سطحی.
  • دلنشين، بیهوده و بیمعنی, puckish, طنز, بی ادب.
  • کم اهمیت و بی اهمیت سطحی، کوتاه برد.

جدی مترادف