حفظ مترادف،
حفظ مترادف، صفت فرم
- آرامش, sedate, اعتماد به نفس, stolid, phlegmatic.
حفظ مترادف، فعل فرم
- بس, قطع, خودداری, خاتمه, ترک.
- تخلیه، اجازه دهید، غیر روحانی.
- خراب کردن, خراب, تخریب, از بین بردن, شروع.
- دادن، دست، اجازه رفتن.
- رد, اختلاف, disavow.
- رها، ترک، شل، بردارند.
- غفلت خفیف کم، شانه خالی کردن، رها کردن.
- فراموش کرده ام.
- نابود کردن آسیب خراب کردن، شکستن، غفلت، dilapidate، قراضه، دور انداختن.

