حیاتی مترادف،


حیاتی مترادف، صفت فرم

  • undiscriminating، بی خردانه، شل، سهل انگار.
  • آسان، ساده، بدون عارضه، گردیده است.
  • امن، خاص، صدا، مطمئن، مطمئن.
  • بی اثر منفعل ضعیف، phlegmatic.
  • بی جان، مرده مرده.
  • تقدیر امیز حمايتي تصويب طرح، مفید است.
  • سطحی, اهمیت, بی ربط.

حیاتی مترادف