حیله گر مترادف،


حیله گر مترادف، صفت فرم

  • باز، پرده، فرانک، بالاتر از هیئت مدیره، صادقانه.
  • دست و پا چلفتی ناشایست، unimaginative، پا maladroit.
  • ساده لوحی های مضحکی، ingenuous بی تزویر صوفيه، بی گناه، صادق است.
  • صوفيه، صادقانه، صادقانه، باز، اتوپيست،، پوست کنده، ingenuous، بی گناه.
  • واقعی، واقعی، طبیعی، صادقانه، معتبر.

حیله گر مترادف