خام مترادف،


خام مترادف، صفت فرم

  • ، تصفیه جلا well-mannered ستاره مودب متمدن، بخشنده.
  • ، کیفیت، ظریف، زیبا به پایان رسید، جلا.
  • ایام خوب راحت, گرم, تابستانی, گذشته, دلپذیر.
  • تصفیه شده درمان پردازش آماده شده، ساخته شده است.
  • خالص، پاکدامن، مناسب و معقول، مناسب، مودب.
  • ظریف غیر مستقیم, مبدل, محجبه cloaked، استتار.
  • ماهر, بالغ, چاشنی, با تجربه, آموزش دیده.
  • پخته، پخته، گرم، خوب انجام شده است.

خام مترادف