خسته مترادف،
خسته مترادف، صفت فرم
- استراحت تجدید انرژی خستگی ناپذیر، تازه، مشتاق.
- هیجان زده, rapt, کاملا اشغال شده, علاقه مند, مجذوب.
- پر انرژی، فنری، با هوش، متحرک، پر جنب و جوش، دارای سرور و نشاط.
- پر جنب و جوش، تجدید انرژی زای، قوت بخشیده، متحرک.
خسته مترادف، فعل فرم
- روح بخشیدن, تقویت, بیدار, تازه, احیای, روح.

