خشک مترادف،


خشک مترادف، صفت فرم

  • genial، صمیمی، محبت، affable، نزدیک شدنی.
  • آشکار و آمرانه و پرتگاه، واضح، ناخالص.
  • غنی مرطوب، مرطوب، بارانی و مرطوب، مرطوب، به بارور، سرسبز.
  • مرطوب و مرطوب و مرطوب، مرطوب، چکاچاک، خیس.
  • هیجان انگیز, تحریک کننده، جذاب، دارای سرور و نشاط, جالب, جذب.
  • هیجان انگیز، جذاب، سرزنده، شهر ارواح.

خشک مترادف