خنده دار مترادف،


خنده دار مترادف، صفت فرم

  • woebegone و lugubrious و بدبختی، غم، سودا، dispirited.
  • آن غمگین, جدی, سودا, mournful.
  • جدی, قبر, هوشیار, غم انگیز, احساساتی.
  • خسته، افسرده، عاقل، غم، سودا، گریان، funereal.
  • طبیعی و عادی و معمول، قابل فهم، هر روز عادت کرده اند.

خنده دار مترادف