خنده مترادف،
خنده مترادف، اسم فرم
- groan, ناله, فریاد, زوزه موجب شهرت گریستن.
- ندبه دريغ keening, زمزمه, خوراکی های روی، susurration.
خنده مترادف، فعل فرم
- توجه به درک، توجه به قلب را، گوش دادن به.
- گریه، ناله گریه زاری، زوزه موجب شهرت، سوگواری.

