درک مترادف،
درک مترادف، اسم فرم
- حماقت, چگالی, inanity, کندی.
- شدت خشونت، ظلم و ستم antipathy، غیرانسانی.
- شدید شيدايی، جهل.
- کندی، obtuseness انجامد.
- کوری sightlessness.
درک مترادف، فعل فرم
- از دست دادن سست، رایگان، رها، unhand، اجازه رفتن.
- دوست نداشتن disdain، بی اعتنایی مقایسهٔ، underrate، ناراضی بودن، تحقیر.
- روزهایی, کاهش, مستهلک.
- محروم, حذف, جز, رد, نوار.

