دندانه دار کردن مترادف،


دندانه دار کردن مترادف، فعل فرم

  • بین بردن را از هم جدا، حذف تکان تکان خوردن، گویی.
  • راحتی، تسکین, تشویق, ارامش, پشتیبانی.

دندانه دار کردن مترادف