دیوانگی مترادف،


دیوانگی مترادف، اسم فرم

  • بی تفاوتی، بی تفاوتی، nonchalance، حالتی، impassivity، مرگ کاذب، داغ.
  • نرمال، ثبات، تعادل، self-possession، عاقلی.

دیوانگی مترادف