ذخیره مترادف،


ذخیره مترادف، فعل فرم

  • صرف نگذشته، پراکندگی، پاشیدن پراکنده، زباله.
  • قربانی تسلیم، رها، رها کردن از دست دادن، شکست.

ذخیره مترادف