زحمت کش مترادف،
زحمت کش مترادف، صفت فرم
- بی دقتی، غفلت، hit-or-miss، حمل، lackadaisical.
- بی سواد، بی سواد، نادان، unschooled، بی اطلاع است.
- تنبل تنبل slothful، تنبل، غیر فعال, غیر فعال، بی خیال، بی حال.
- درهم و برهم، slipshod، دست و پا چلفتی، غفلت، بی دقتی، بی ملاحظه.

