زحمت مترادف،


زحمت مترادف، اسم فرم

  • تنبلی، کاهلی، اوقات فراغت، آرامش، سهولت، دراز کشیدن.

زحمت مترادف، صفت فرم

  • سخت دشوار، دردناک، زحمت کش.

زحمت مترادف، فعل فرم

  • بقیه استراحت، کندن loll، مکث، بگیرد.

زحمت مترادف