غیرمتمدن مترادف،


غیرمتمدن مترادف، صفت فرم

  • متمدن، socialized، محيط كشت، پیشرفته.
  • مدنی، تصفیه، جلا، ستاره مودب، مدنیت.

غیرمتمدن مترادف