فرهنگ مترادف،


فرهنگ مترادف، اسم فرم

  • incivility tastelessness، boorishness، وحشیگری برای پرورش بیمار، ضعف.
  • دیدارهای, کاهش, انحطاط, stultification, بدتر شدن.

فرهنگ مترادف