فروپاشی مترادف،


فروپاشی مترادف، اسم فرم

  • ظهور، رشد، توسعه، قدرت، سلامت، قدرت، شکوفه.

فروپاشی مترادف، فعل فرم

  • تقویت, درمان, گل, رشد, شکوفه.

فروپاشی مترادف