فرو نشاندن مترادف،


فرو نشاندن مترادف، فعل فرم

  • بالا بردن, تشدید, تیز, بدتر, تحریک.
  • خشم، enrage، ruffle، تحریک، exasperate، infuriate.

فرو نشاندن مترادف