ليبرال مترادف،


ليبرال مترادف، صفت فرم

  • سخت تحت اللفظی دقیق، باریک، دقیق، دقیق.
  • متعصب، prejudiced مغرضانه جزئی، کوته فکر.
  • محافظه کار و مرتجع و سر سخت، واپسگرا، جناح راست.
  • نیش penurious ولخرجى، niggardly، پراکنده.

ليبرال مترادف