ماندن مترادف،


ماندن مترادف، فعل فرم

  • ادامه، مطبوعات، پیشرفت.
  • ترک, حرکت, عبور.
  • تسریع، سرعت، تسریع، تسهیل.
  • هلاک سقوط منقضی، متلاشی می کنند.

ماندن مترادف