مایع مترادف،


مایع مترادف، صفت فرم

  • ، مردد، توقف، متزلزل، محدود، مهار سکندری.
  • جامد، congealed، یخ زده، dammed، خشک حالت جامد در میآید،.
  • سخت و جامد و چگال، خشک، فشرده، منسجم، متبلور شده و منجمد.
  • سخت، خشن، پاره پاره، نامطلوب، بطور بریده بریده.
  • نواخت, ثابت, مجموعه مستقر و تغييرناپذير و سفت و سخت، انعطاف ناپذیر.

مایع مترادف