متحد مترادف،


متحد مترادف، اسم فرم

  • دشمن, حریف, آنتاگونيست, رقیب, opposer.

متحد مترادف، فعل فرم

  • تقسیم, بیگانه, جدا, disunite, قطع.
  • جدا, قسمت, شکستن, شدید.
  • خلاص جداسازی منحل، طلاق، بخش.

متحد مترادف