معاشرت مترادف،


معاشرت مترادف، فعل فرم

  • جداگانه تقسیم dissociate، جداسازی، جدا کردن.
  • دور نگه, برداشت, شکستن, بازنشسته, حفظ فاصله یک.

معاشرت مترادف