منافع مترادف،


منافع مترادف، اسم فرم

  • خستگی، بی تفاوتی، خون سردی، بی اعتنایی، بی اهمیتی علائم، حالتی.

منافع مترادف، فعل فرم

  • تایر خسته، قطر، irk، بار، دفع.

منافع مترادف