موفق مترادف،


موفق مترادف، صفت فرم

  • unworkable ناکارآمد معیوب، کمبود.
  • تاسف و penurious و مستمندان، بدبختی، محروم است.

موفق مترادف، فعل فرم

  • جلوتر بودن, forerun, antedate, مقدمه, معرفی, prevene.
  • شکست، نا امید، بنیانگذار، پیش فرض، سقط جنین.

موفق مترادف