exile تبعید، پرتاب، لگد را گوشزد می سازد، نشست، excommunicate، اخراج.
از بین بردن درایو دور اخراج از جای خودبیرون کردن، خلاص شدن از شر از، رها، رها، محروم، از بین بردن، دور انداختن، لرزش.
اخراج بلد کردن لینک های مترادف:
مترادف روز
نقطه: نقطه, دایره, نقطه, Speck, نقطه ریزه Blotch سه علامت, ذرات, نوک اوج، راس، نوک قلم کاسپ، اوج، سنبله، با چنگک صاف کردن، از دست دادن، اندام, نشان می دهد توجه نشان می دهد، آشکار،...