تسلط مترادف
تسلط مترادف اسم فرم
- صلاحیت، توانایی، مهارت، تخصص، expertness، استعداد، تسهیلات، استعداد، استعداد، هوش و ذکاوت، دانشکده، قابلیت، تسلط، knowhow، تسلط، آشنایی، دانش، پس زمینه.
- قدرت فرمان، تسلط حکومت، دولت، کنترل، تسلط، برتری، نوسان، اسارت،، اقتدار.
- قدرت کنترل قانون، فرمان، نفوذ، اعتبار، سر، تسلط، سلطه، نوسان، صلاحیت این دادگاه ها، حاکمیت.
- پیروزی، پیروزی، موفقیت، فتح، برتری، اسارت،، سلطه.

