تشریفات مترادف
تشریفات مترادف اسم فرم
- conventionality ارتدوکسى conformism، ritualism، روش، propriety، ceremoniousness، orderliness، صورت گرایی، نوار قرمز، نظم.
- آداب فرم سفارشی، استفاده، منش، ادب، مراسم، مراسم، مراسم، سنت، politesse، رعایت.
- استاد از مراسم.

