تعجب می کنم مترادف


تعجب می کنم مترادف اسم فرم

  • حیرت, تعجب, حیرت، stupefaction، شیفتگی، puzzlement، هیبت، تحسین، گیجی, بهت.
  • معجزه مارول، احساس، نابغه، درب بازکن چشم تاجی، نادر، بمب، corker، دینامیت، دینامو، کنجکاوی، تعجب.

تعجب می کنم مترادف فعل فرم

  • تعجب boggle، شروع به تحسین، با شگفتی نگاه کردن، خیره نگاه کردن، نفس را نگه دارید.
  • شک پازل اندیشیدن، سوال، پرس و جو، conjecture، گمان، تعمق.
تعجب می کنم لینک های مترادف: حیرت, تعجب, بهت,

تعجب می کنم مترادف،