تعلیق مترادف
تعلیق مترادف اسم فرم
- اخراج، حذف، طرد، disbarment، انحلال، پاکسازی، تبعيد.
- قطع یون قطع قطع شکستن مکث بهبودی مهلت تاخیر معافيت adjournment تاخیر، توقف.
- معلق اویزان وابستگی.
- پیش بینی، دلهره، تنش، فشار، استرس، اضطراب، عصبانیت، edginess.
تعلیق مترادف فعل فرم
- قطع تاخیر تسلیم، شکستن، تعویق، رفتي، موکول، prorogue.
- قطع, بستگی, اویزان, نوسان.
- نوار تبعید محروم، ممنوعیت، exile، وادار کردن، اخراج.

