تفکر مترادف
تفکر مترادف اسم فرم
- فکر می کردم.
- نشخوار فکر نظر مراقبه، انعکاس حدس و گمان، مطالعه، شور، cogitation، خیال غرق افکار pondering.
تفکر مترادف فعل فرم
- نظر فکر تامل، الهه شعر و موسیقی، اندیشیدن، معنویت، cogitate، دلیل، brood، منعکس کننده، تمرکز، عمدی، مطالعه، پازل، mull.

