تنگه مترادف


تنگه مترادف اسم فرم

  • خشم, نفرت, وحشت جابجا شدن درد, کراهت, تهوع.
  • دره دره، defile، شکاف خندقي، منطقه، شقاق، کافت، کرک، شکاف، عبور.
  • گلو, طلا, مری, شکم.

تنگه مترادف فعل فرم

  • چیزهای نشستم، gormandize، surfeit، glut سیر، پر خوردن، استنشاق، pall، cloy.
تنگه لینک های مترادف: خشم, نفرت, وحشت جابجا شدن درد, کراهت, تهوع, طلا, شکم,