ته قنداق تفنگ مترادف


ته قنداق تفنگ مترادف اسم فرم

  • سکته مغزی ضربه سياهک پنهان، سیخ، پانچ، فشار با نوک انگشت، فشار، shove، محوری، نیروی محرکه.
  • هدف هدف شی، موضوع، قربانی، خنديديد، علامت گذاری آسان، بازی منصفانه، ساده، گال، احمق، تکه بزرگ، احمق، قربانی.
  • پایان سهام ترمینال استامپ پایه پا fundament دم، اندام، کره تا تملق گفتن، soft-soap، روغن، عسل، پف دار، blarney، fawn، cajole، wheedle، ستایش.

ته قنداق تفنگ مترادف فعل فرم

  • رم ضربت باک، bunt، دست کشیدن، اعتصاب، مربا، فشار، پرتاب دیسک.
ته قنداق تفنگ لینک های مترادف: