توانمند سازی مترادف


توانمند سازی مترادف فعل فرم

  • فعال اجازه اجازه، کمیسیون، مجوز، حکم، تحریم، ادعائي نسبت به دارائي، اجازه می دهد، نماینده، depute، به معتبر شناختن، تصویب دهند.
توانمند سازی لینک های مترادف: