جعبه مترادف
جعبه مترادف اسم فرم
- جعبه، چارچوب، کیت، بشکه، قفس، مانع، لول، سبد.
- ظرف مورد کارتن، جعبه، قفسه سینه، تنه، بن، صندوق، محفظه، سلول، غرفه، تابوت، تابوت.
جعبه مترادف فعل فرم
- آمار دستبند اهنین زدن، اعتصاب، بد گویی کردن، رپ با صدا غذا خوردن، بوفه، ضرب و شتم، پوند، thump، پانچ، کمربند، sock.
- بسته ذخیره، encase، مورد جعبه, معرض, محصور، حمل، حمل و نقل، مسافت، سبد خرید، کشتی، حمل و نقل.
- دام بلوک، قلم در سجاف بسته، در قفس، قفس منزوی، فراگیر، محصور، محدود، مانع.

