جنگیدن مترادف


جنگیدن مترادف فعل فرم

  • نفوذ تاثیر می گذارد، حمل وزن، وزن، مقاومت در برابر مانع، نقض، تداخل، مخالفت، تضاد.
جنگیدن لینک های مترادف: