حکم مترادف
حکم مترادف اسم فرم
- ادعای نظر say-so، اجماع، برآورد، تمایلات، استنباط، تشخيص، پاسخ، پاسخ، واکنش، احساس، ارزیابی، خواندن.
- تصمیم گیری، یافتن حکم حکم حاکم، جایزه، حکم، قضاوت، تعيين، نتيجه گيري.
- صدور pronunciamento، فرمان، فرمان فرمان، فیات، سفارش، فرمان، ادعای، تصمیم، حکم، اعلامیه، بیانیه.
- فرمان اندرز پند، ماموریت، مناقصه، نیاز، جهت برسند، مقررات، فرمان، حاکم، فیات، فرمان.
- نظر قضاوت، حکم، تعيين، حکم حاکم، پیدا کردن، سفارش، صدور، تصمیم گیری، قضاوت، فیات، مقررات، فرمان، نگاشته.
- گارانتی مجوز تضمین، تحریم، توجیه، مجوز، دستور، اعتبار، گواهینامه، امنیت، تضمین، ضامن، اجازه، حق، اجازه.
حکم مترادف فعل فرم
- اجازه.
- اطمینان تضمین تایید، تعهد، plight، گواه، گواهی، برای پاسخ، تعهد، پشت، تایید.
- توجیه مشروعیت، اعتبار، حمایت، حفظ رعایت، خواهد بخشید، تایید، ایجاد، اثبات، اعتبار.
- محکوم به مجازات جریمه کردن، مقدر, محکوم, سازمانده، خوب، نوبل:.
حکم لینک های مترادف: اجازه,
محکوم,