خلیج مترادف


خلیج مترادف اسم فرم

  • محفظه قطعه زمین پیش امده، تو رفتگی در دیوار اطاقک، آلاچیق، زنگ تفریح، فضا.
  • ورودی یارو خور، بازو، تنگه، fiord، خلیج فارس، شاخه فرعی رودخانه، مرداب، بندر، حوضه، نروز صدا.

خلیج مترادف فعل فرم

  • پوست زنگ گریه، زوزه موجب شهرت، جیغ زدن، غرش، بوق زدن، زیر.
خلیج لینک های مترادف: